مدرک شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در کتب اهل سنت

لگد عمر بر حضرت زهرا

ابن ابی دارم که ذهبی وی را (( الامام الحافظ الفاضل . . کان موصوفا بالحفظ و المعرفه )) خوانده، نقل کرده است:(( ان عمر رفس فاطمه حتی اسقطت بمحسن ))ترجمه: (( عمر لگدی بر حضرت زهرا زد تا محسن سقط گردید. ))و او این حدیث را مورد تقریر و تایید خود قرار داده است

 

……………………..

سیر اعلام النبلاء ج 15 ص 578/

اثبات الوصیه مسعودی ص 142 تحت عنوان حکایه السقیفه

……………………………………………………………………………………………….
شهادت حضرت محسن:
عبارات و احادیث مختلفی از علمای اهل سنت در این قسمت نقل شده که دو نمونه از آن ها را عینا نقل می کنیم و برای بقیه آدرس کتاب موردنظر را می نویسیم. قابل ذکر است که برخی از جاها (( علت شهادت حضرت محسن ضربه قتفذ و برخی از جاها ضربه عمر)) ذکر شده است:ابن شهرآشوب سروی نقل می کند:(( فرزندان فاطمه عبارتند از حسن و حسین و زینب و ام کلثوم و همانا محسن که از ضربه قنفذ عدوی کشته شد. ))مسعودی در اثبات الوصیه می نویسد:(( . . آنان در هجوم به خانه فاطمه سیده زنان را در پشت درب چنان فشار دادند که محسن را سقط کرد. ))و نظام معتزلی معتقد است که بدون شک عمر در روز بیعت چنان فاطمه را زد که محسن را از شکم انداخت

……………………………………….

کتاب المناقب ج 3 ص 132 به نقل از کتاب (( المعارف )) ابن قتیبه دینوری

/اثبات الوصیه مسعودی ص 142

الملل و النحل )) شهرستانی ج 1 ص 57 چاپ بیروت.

/ذهبی در کتاب المیزان الاعتدال ج 1 ص 139 رقم 552.

/صفدی در الوافی بالوفیات ج 6 ص 17

                                                                                                                                    ./الاسفرائینی الحمویی الجوینی الشافعی در فرائد السمطین ج 2 ص 35.

/ابن ابی الحدید معتزلی در شرح نهج البلاغه ج 14 ص 192 چاپ بیروت

………………………………………………………………..

اعتراف ابوبکر به این جنایت عظیم
در این قسمت به گفته های خود ابوبکر که به انجام این جنایت اعتراف کرده می پردازیم:متقی هندی می گوید ابوبکر گفت:(( ای کاش به خانه فاطمه حمله ور نشده بودم و آنجا را به حال خود وا می گذاشتم اگر چه علیه من پیمان جنگ می بستند. ))و در آدرس هایی که در پایین می آوریم مشابه همین عبارات و یا عین عبارات ایوبکر ذکر شده است.

…………………………………………………….

(13)کنز العمال ج 5 ص 631

تاریخ الامم و الملوک ابن جریر طبری ج 2 ص 619.

/ مروج الذهب مسعودی ج 2 ص 194

./المعجم الکبیر طبرانی ج 1 ص 62.

  شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 2 ص 47

/ازاله الخلفاء دهلوی هندی ج 2 ص  

29./میزان الاعتدال ذهبی ج 2 ص 215./لسان المیزان ابن حجر عسقلانی ج 4 ص

219./الامامه و السیاسه ابن قتیبه دینوری ج 1 ص 18./10-الاموال حافظ ابوعبید ص 194

هجوم عمر و عده ای به در خانه حضرت زهرا

اسامي تعدادي از افراد كه به خانه فاطمه الزهرا (س) هجوم آوردند.(( عمربن خطاب، خالدبن وليد، عبدالرحمن بن عوف، ثابت ابن عميس شماس، زيدن بن لبيد، سلمة بن سالمة بن وقش، زيدبن ثابت، اسيربن حضير))علمای اهل سنت نوشته اند:(( همه افراد داخل خانه بيرون آمدند مگر علي كه گفت : من قسم خورده‌ام كه در خانه بمانم تا قرآن را جمع‌آوري كنم. عمر قبول نكرد ولي اعتراض فاطمه باعث شد تا عمر برگردد. او برگشت و ابوبكر را تحريك كرد تا پيگير مسئله باشد و او قنفذ غلام خود را چندين بار دنبال علي فرستاد ولي جواب منفي شنيد. بالاخره عمر با جمعي از مردم به خانه فاطمه رفتند. تا فاطمه صداي آنها را شنيد، ناله كرد. اي پدر، يا رسول الله، بعد از تو عمربن خطاب و ابوبكر بن ابي قحافه چگونه با ما رفتار مي‌كنند

……………………………….

عقدالفريد، ج 28 ص 322 و ج 3 ص 163

/تاريخ ابن شحنه، ج7 ص 164.

/الامامه و السياسة، ج 1 ص 13.

/اعلام النساء، ج 3 ص 1207.

/شرح نهج‌البلاغه ابن ابي الحديد، ج 1 ص 134 و ج 2 ص 19.

/اثبات الوصيه مسعودي ص 123/الملل و النحل ج 1 ص 57

تذکر به عمر! و بی اعتنایی او در آتش زدن خانه:

عمر به خانه علي و فاطمه رسيد و آنها را صدا زد اما آنها اعتنايي نكردند و از خانه خارج نشدند. عمر هيزم خواست و گفت : سوگند به خدايي كه جان عمر در دست اوست يا بيرون مي‌آييد و يا خانه را با اهلش به آتش مي‌كشم.به عمر گفتند: يا اباحفص! فاطمه در اين خانه است، حتي اگر فاطمه داخل خانه باشد؟ عمر جواب داد. (( اگر چه فاطمه باشد ))و نیزمقاتل ابن عطيه مي‌نويسد : (( هنگامي كه ابوبكر از مردم با تهديد و شمشير وزير بيعت گرفت، عمر، قنفذ و جماعتي را به سوي خانه علي و فاطمه فرستاد و عمر بر خانه فاطمه هيزم جمع كرد و در خانه را آتش زد.

……………………………………………..

اعلام النساء عمر رضا كحاله چاپ بیروت در قسمت حرف فاء ذیل نام فاطمه

الرياض النضره محب طبري ج 1 ص 167 و 341./

 تاريخ الخميس ديار بكري ج 1 ص 178.

/الامامه و السياسه ابن قتيبه ج 1 ص 12

الامه و الخلافه مقاتل ابن عطيه ص 160